من عزیز ترین پستمو گذاشتم یعنی دوباره تکرار کردم
نظرتون چیه؟سلیقم خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این داداشمه پسر خیلی خوبیه اسمش هم محمدمتینه
اینجا هم تولد ۳ سالگیشه
قیافه اش خیلی بامزه است نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شرمنده نتونستم بیام این روزا خیلی درس دارم به
هر حال ببخشید![]()
راستی عیدتون مبارک از تمام کسانی هم که برام
نظر گذاشتن و
نتونستم جواب بدم معذرت میخوام راستی آقای
آقاهه نهال یکی از
بهترین دوستای منه و زیاد میریم خونه ی همدیگه
اگر اینطوری نوشتم
منظور بدی نداشتم
فعلا![]()
برگرفته از((گربه ملوسی))
این داداشم است پسر خیلی خوبی است اسمش هم محمدمتین است .
اینجا هم تولد ۳ سالگیش است .
قیافه اش خیلی بامزه است نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

الهی من قربونت برم یانگوم جان.
سلام.
یانگوم و دوست دارین؟این چه حرفی بود که زدم؟خوب معلومه.
حالا ببینیدوکیف کنید.![]()
به قول مرصاد:((ماهم رفتنی شدیم))
اما نه به خاطر کنکور و دانشگاه و ازاین جور چیزا اصلا بهتره بگم نه به خاطر درس و مشق به خاطر
مسابقه شنا.میدونی کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بهترین جای آب و هوایی((تبریز)) تورو خدا برام دعا کنید![]()
دیگه برم.خداحافظ
نه نه نه نرو.البته اگه تبریزی هستی نرو اول یه جای دیدنی رو بگو بعد برو.بای![]()
در روزگاری که کوروش بزرگ به نمایندگی ایرانیان، منشور حقوق بشر و آزادی انسان را
«منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ ... آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم، مردوک (مردوخ = خدای بابلیان)، دلهای پاک مردم بابل را متوجه من کرد. ... زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. برده داری را بر انداختم، به بدبختیهای آنان پایان بخشیدم. ... من فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و کسی آنان را نیازارند. خدای بزرگ از کردار من خشنود شد ... او برکت و مهربانیش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم ... من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاههایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به سرزمین خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم، باشد که دلها شاد گردد و هر روز در پیشگاه خدای بزرگ، برایم زندگانی بلند خواستار باشند ... من برای همه مردم جامعهای آرام مهیا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم. من به تمام سنتها، و ادیان بابل و اکد و سایر کشورهای زیر فرمانم احترام میگذارم. همه ی مردم در سرزمینهای زیر فرمان من در انتخاب دین، کار ومحل زندگی آزادند. تا زمانی که من زنده ام هیچکس اجازه ندارد اموال ودارایی های دیگری را با زور تصاحب کند. اجازه نخواهم داد کسی دیگری را مجبور به انجام کار بدون دریافت مزد کند. هیچکس نباید به خاطر جرمی که اقوام یا بستگان او مرتکب شدهاند تنبیه شود. من جلوی برده داری و برده فروشی از زن و مرد را می گیرم و کارکنان دولت من نیز چنین کنند تا زمانیکه این سنت زشت از روی زمین برچیده شود. شهرهای ویران شده در آنسوی دجله و عبادتگاه های آنها را خواهم ساخت تا ساکنین آنجا که به بردگی به بابل آورده شدهاند بتوانند به خانه و سرزمین خود بازگردند.»
بیاموزیم که هر چه ریشه عمیق تر باشد احتمال سقوط کمتر است
بیاموزیم که قهرمان ماندن از قهرمان شدن سخت تر است
بیاموزیم که هر چه هم که به اوج برویم باز اسیر زمینیم
بیاموزیم که انسان ها هر چه عمیق تر باشند آرام ترند
بیاموزیم که بهشت همین جاست در درون ما...
ابراهیم نام دیوانه ای در بغداد بود.روزی وزیر خلیفه او را به دعوت برده بود.ابراهیم خود را در آن خانه انداخت یک قرص نان جو به دست بیفتاده بخورد.زمانی بگذشت گفتند:یاقوتی سه مثقالین گم شده است .مردم را برهنه کردند نیافتند.ابراهیم و جمعی دیگر را در خانه کردند گفتند:شما به حلق فرو برده باشید سه روز در خانه می باید بود تا از شما جدا شود.
روزسوم خلیفه از زیر آن خانه می گذشت ابراهیم بانگ زد که ای خلیفه من در این خانه قرص جوی خوردم سه روز است که محبوسم کرده اند که یاقوتی سه مثقالین بردی .تو که آن همه نعمت های الوان به ناحق خوردی با تو چه ها کنند؟؟؟!!
عبید زاکانی
یادتون هست تو وبلاگ مامان تو پست نمونه دولتی چی گفتم ............![]()
حالا این رتبه قبولیمه........
۱۱ (یازده) یک رقمی نشدم
ولی آخرین رتبه قبولی ۱۲۰بود .
به هر حال خداراشکر راضی کننده است .
مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
![]()
![]()
چند پند...
اگر می خواهی که زبانت دراز بود کوتا دست باش.
هر کسی را که روزگار دانا نکند هیچ دانا را در اموزش او نباید رنج بردن که رنج او ضایع شود.
اگر خواهی که راز تو را دشمن نداند ان را به دوست مگوی.
بسیار دان کم گوی باش نه کم دان بسیار گوی
برگرفته ازدفترمن
ازاینکه به من سرزدی ممنون![]()
اگه قول بدی دوباره اینجا بیایی منم چیزای خوبی می نویسم
یعنی تشویق میشم که چیزای خوبی بنویسم
بای ی ی ی ی ی![]()